شاهزاده کوچولوی ما "آرتین"

 

سسسسلاااام

بلاخره من اومدم بیرون پیش مامانی و بابایی

+ آرتین ; ٥:۳٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٢ دی ۱۳۸٦
comment نظرات ()

 

امروز مامانی  کلی غصه خورد....

آخه دکتر تا جمعه هفته دیگه بهم وقت داده که بیام وگرنه به زور و با دارو و آمپول منو از شیکم مامان ام میکشن بیرون!!!

مامانی میگه دیگه از اومدن من نا امید شده و دلش گرفته که همه نی نی های کوپیکتر از من تو بغل مامان هاشون اند ولی مامانی و بابایی من هنوز قیافه منو ندیدن!!!

+ آرتین ; ۳:٠۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٧ دی ۱۳۸٦
comment نظرات ()

 

سلااااااام....

من یه نی نی خوشگل و توپولم که قرار بوده ۲ روز پیش یعنی ۲۵ دسامبر ۲۰۰۷ به دنیا بیام و مامان و بابا مو کلی خوشحال کنم!  ولی تصمیم گرفتم یکم واسه مامانی و بابایی ناز کنم و دیر تر بیام الان هر چی می گذره واسه دیدن من مشتاق تر میشن!

البته جام کلی تنگ شده و فقط وقتی مامانی دراز میکشه می تونم حسابی کش بیام و یه دل سیر بازی کنم!!! خیلی خوبه چون مامانی و بابایی هر دو حسابی ذوق می کنن .. یایایی کلی صدام میکنه و باهام حرف میزنه!

بعدم برام آهنگ می ذارن و من که از گوش دادن به آهنگا لذت می برم شروع می کنم به انجام به سری حرکات موزون!!

+ آرتین ; ٧:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٦ دی ۱۳۸٦
comment نظرات ()

 

این وبلاگ متعلق به آرتين می باشد
+ آرتین ; ٧:٤٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٦ دی ۱۳۸٦
comment نظرات ()

حمید عسگری-کما۳-بیا دنبال من