شاهزاده کوچولوی ما "آرتین"
|
||
این مدت پروژه پوشک گیری رو سعی کردم حتی الامکان خونه باشیم ...
برای جلوگیری از سر رفتن حوصله مون هر روز دنبال کارهای جدید و بازی های جدید تریم...
نقاشی و خمیر بازی و بازی با ماشینها .. گوش کردن به موسیقی و رقص...کار ثابت هر روزمونه
گاهی آرتین رو با خودم میبرم تو آشپزخونه که تو کارها کمکم کنه.... از هم زدن مواد غذایی و ریختن مواد تو همزن و.... خیلی لذت میبره.
موقع تی کشیدن و جارو زدن کمکم میکنه.... به این صورت که من تی میکشم اون جارو میزنه و بالعکس!
دیروز بعد از تی کشیدن به من میگه یکم چایی میدی با بیسکت (بیسکویت انگلیسی!) مثل من هم عادت داره بیسویت رو بزنه تو چای و بخوره!
چاایش رو میخوره و در حال گاز زدن به بیسکویت روی تخت ما دراز میکشه، پاشو میندازه رو پاش و بعد از یه نفس عمیق میگه... خیییلییی کار کردم... خسه ام!!!! (خسته ام)
میگم دستت درد نکنه عزیزم....
با خنده ای قشنگ و چشمهای تنگ شده میگه خواش میکنم!!!
از توپ بازی و گلف بی قاعده و قانون هم خیلی لذت میبره....
گاهی هم وقتهایی رو به کشتی و قلقلک بازی میگذرونیم...
توی این خونه جدید امکان گذاشتن ما*هو*اره رو نداریم و چون از تی وی وطنی دل خوشی ندارم سعی میکنیم بیشتر سی دی ببینیم...
سری سی دی های Dora رو گرفتم که آرتین واقعا دوستشون داره و به زبانش هم خیلی کمک میکنه....
تا قبل از این کاملا انگلیسی رو متوجه میشد ولی کلمه میگفت و جمله بلد نبود....
چند دفعه دیدم بی هوا میگه lets goooooooo.... What's this?... where is it?... Open it!.... Stuck.....و ....
بااینکه جمله های نسبتا کوتاهین اما خیلی خوشحالم که بلاخره از جمله های انگلیسی هم تو حرفهاش استفاده میکنه....
الان دیگه من و مامانم که باهاش انگلیسی حرف میزنیم کامل انگلیسی جواب میده و گاهی اگه چیزی رو بلد نباشه فارسی هم وسطش میپرونه....
در مورد تی وی خودمون هم مشکلاتی دیدم که بد نیست بگم....
تا زمانیکه ارتین کارتونهای ما*هو*ره رو نگاه میکرد حرف بد بلد نبود بزنه.... اما چند روز اولیکه اینجا بودیم و براش کارتونهای تلویزیون رو گرفتم دیدم بعد از چند روز از کلماتی مثل بچه پر رو!... خفه شو...ساکت شو..میزنمت... میکشمت...وو.. استفاده میکنه....
اولا که این کارتونها رو قطع کردم و بسنده کردم به همون سی دی های بیبی انیشتین
بعد هم برای بیرون کردن این کلمات از سرش خیلی تلاش کردم.. روزهای اول که هر وقت عصبانی یا ناراحت میشد با عصبانیت و فریاد میگفت گفتم خفههه شو!!! باهاش خیلی در این باره حرف زدم... مثال زدم و داستان گفتم...الان خییلی بهتر شده اما گاهی عصبانی میشه اینا رو میگه...
2 روز پیش مامانی اش میخواست ببوستش و آرتین مخالفت میکرد... آخرش برگشت به مامانی اش گفت خفه شووووو!!! من فوق العاده ناراحت شدم...
خلاصه هنوزم تلاش من برای بیرون کردن این حرفها از سرش ادامه داره...
البته منکر این نیستم که بچه ها بلاخره تو جامعه این حرفها رو یاد نمیگیرن...ولی باید یاد بگیرن چه حرفی رو کجا بزنن.. وقتی این حرفها از برنامه های مخصوص کودکان پخش میشه چطور میشه بهشون یاد داد که اینها بده!!!!
کاش به زبان کارتونها و نمایشهای عروسکی خییلی بیشتر اهمیت میدادن.. شما توی کارتونهای خارجی برای رده سنی آرتین و حتی بزرگتر مطلقا حرف زشت نمی شنوین!
هنوز عکس جدید نداریم برای همین یه عکس میزارم مال پارسال این موقع ها!
پ.ن. من سی دی های دورا رو از عماد شاپ خریدم... در مورد یه دختر کوچولوی جهانگرده که مناطقی رو میگرده... علاوه بر یاد دادن نام حیوانات.. وسایل.. طرز استفاده شون... اعداد و حروف.. از آهنگهای زیبا و معروف و گرافیک رنگی و جذاب هم استفاده میشه....


پ.ن.٢. سیم شارژر لپ تاپ چند روزیه که خرابه و عکسهای جدید رو نتونستم خالی کنم توش.... یعنی واقعا فکر میکنیم من تو ٢ هفته هیچی عکس نگرفته باشم؟؟!!؟!؟!؟!