شاهزاده کوچولوی ما "آرتین"

آذر 90

روز بارونی داریم میریم بیرون.. آرتین شیشه ماشینو میده پایین و دستشو میبره زیر بارون...

بابایی: آرتین سرده شیشه رو بده بالا...

آرتین: نه بابایی میخوام یکم بارون رو بشناسم!!

----------

میاد منو بابا رو بوس میکنه...

آرتین: مامان یه بوس Heart برای تو و یه بوس Star واسه بابا... حالا منو یه بوس Monster  کنین!!!

------------

این روزها برای نشان دادن قدرتش روی دستهاش نقاشی میکنه!

-----------

در و دیوارهامون این روزها بیشتر و بیشتر شاهد هنرمندی های وروجکن!

------------

هر روز صبح که بیدار میشه تبدیل به یک نوع دایناسور میشه... اسم دایناسور محبوبش و البته کاملا تخیلی اش ، دایناسور وانات ه!!!

-----------

مهد کودک نمیره دیگه... دکترش گفت فعلا تو این فصل خونه باشه.

-----------

عملش به تعویق افتاده تا بعد 4 سال. دکتر گفت شاید تا 2-3 ماه دیگه وضعیتش بهتر شد و نیازی به عمل نباشه... با قطره های تجویز شده این روزها رو خوب میگذرونه.

 

+ آرتین ; ٢:٤۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

حمید عسگری-کما۳-بیا دنبال من