شاهزاده کوچولوی ما "آرتین"
|
||

روز بارونی داریم میریم بیرون.. آرتین شیشه ماشینو میده پایین و دستشو میبره زیر بارون...
بابایی: آرتین سرده شیشه رو بده بالا...
آرتین: نه بابایی میخوام یکم بارون رو بشناسم!!
----------
میاد منو بابا رو بوس میکنه...
آرتین: مامان یه بوس Heart برای تو و یه بوس Star واسه بابا... حالا منو یه بوس Monster کنین!!!
------------
این روزها برای نشان دادن قدرتش روی دستهاش نقاشی میکنه!
-----------
در و دیوارهامون این روزها بیشتر و بیشتر شاهد هنرمندی های وروجکن!

------------
هر روز صبح که بیدار میشه تبدیل به یک نوع دایناسور میشه... اسم دایناسور محبوبش و البته کاملا تخیلی اش ، دایناسور وانات ه!!!

-----------
مهد کودک نمیره دیگه... دکترش گفت فعلا تو این فصل خونه باشه.
-----------
عملش به تعویق افتاده تا بعد 4 سال. دکتر گفت شاید تا 2-3 ماه دیگه وضعیتش بهتر شد و نیازی به عمل نباشه... با قطره های تجویز شده این روزها رو خوب میگذرونه.
