شاهزاده کوچولوی ما "آرتین"

20 ماهگی

قند عسلم.

امروز ٢٠ ماهه شدی...

چقدر سریع...

تا چند وقت پیش روز شماری میکردم برای ١ ماهگی ات... ٣ ماهگی ات .. ۶ ماهگی.. ١ سالگی و.....

اما الان در یه چشم به هم زدن ٢٠ ماهه شدی.

داری روز به روز مستقل تر میشی. راه میری. از صندلی و پله بالا و پایین میری. خواسته هاتو میگی.  خودت غذا تو میخوری و خوذت میخوابی.

دیشب خوابیدی رو تخت  مثل همیشه بالشتتو بغل کردی. دیدم چشمات داره سنگین میشه. اومدم کنارت دراز کشیدم و دست کوچولو و نرمتو تو دستم گرفتم. شاید تو برای خوابیدن دیگه نیازی به گرفتن دست من نداشته باشی. کم کم دارم احساس میکنم مستقل شدنت نیازتو به من کم میکنه. تو از من بی نیاز تر میشی و من به تو نیازمند تر...

عاشقتم شیطون بلای من

-------------------------------------------------------------------------

دوشنبه با مامان آزاده و کیوان رفتیم پارک قیطریه. شما دو تا تا جاییکه میشد شیطونی کردین و آتیش سوزوندین. چند وقتی بود پارک نرفته بودیم و اینبار خیلی راحتتر از دفعات قبل بازی میکردی.

شب هم خاله نهال اومده بود پیشمون. چون عمو کوشا تازه رفته سربازی و نهال حسابی تنها شده. با اینکه خوابت میومد اما با نهال هم کلی بازی کردی و تمام سر و صورتشو چنگ مالی کردی!!!!

دیروز صبح هم با آزاده و کیوان رفتیم خونه خاله فری. خاله آزاده غذا پخته بود که خاله فرشته اذیت نشه. اما از بس شما دو تا کلی شیطونی کردین و سرو کله تون به میز و در و دیوار خورد که فکر کنم فرشته  و نینی یاسمین حسابی اعصابشون به هم ریخت!

ولی دور هم بودن خیلی بهمون خوش گذشت.

 

شیکموی من!

 چقدر لذت میبره !!

 آرتین و کیوان در حال فضولی!

 میمون مامان و بابا!

٢ تا میمون!

 سرسره بازی!

راستی نازنین مامان آرتین کوچولو لینکهای خیلی جالبی در مورد پوشک گیری نینی ها گذاشته. حتما سر بزنین....

+ آرتین ; ٤:٥۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()

حمید عسگری-کما۳-بیا دنبال من