شاهزاده کوچولوی ما "آرتین"

من اومدم....

خبر .. خبر..!!!قابل توجه دوست جونام.....

بلاخره مامانی موفق شدخیلی اتفاقی از جوونه هام عکس بگیره!! (پیشنهاد میکنم از ذره بین استفاده کنین!)

                   

 

این روزها دندون دومم داشت در میومد یکم کسل بودم و غر میزدم.. همه اش بغل میخواستم...

الان دیگه در امده و خوب شدم....

روزهایی که خونه ایم با مامانی عصرا میریم پارک میشینیم.... با نینی ها دوست میشم و بازی میکنم.... عاشق دیدن هواپیما ها هستم... دراز میکشم و همه شونو با چشم دنبال میکنم..

بعد از سر و کول مامان و بابیی میکشم بالا و از خودم هی ذوق در وکنم!!!

آب که بخوام میگم آبووووووووووووو

عاشق اینم که با روروئکم دنبال جارو برقی راه بیفتم!!! مامانی گاهی کار داره جارو برقی رو روشن میزاره و میره دنبال کارش....!!

وقتی با بابایی میرم حموم اون واسه ام آواز میخونه و منم همراهی اش میکنم...خیلی قشنگ میشه! صدامون تو حموم رساتر میشه!!!

اینم گزارش تصویری از یه خرابکاری !!!! من نبودم که.. مامانی بود!!!!

           

یاد گرفتم پیانو بزنم... اونم حرفه ای... آوازم میخونم باهاش... فعلا عکساشو ندارم.. خاله نگین برده ولی میگم واسه ام بفرسته...

نگین جون دلموون واس ات تنگیدهههههههههههههه... چرا رفتیییییییییییییی

بابایی امشب میره ماموریت تا آخر هفته... منو مامانی واسه اولین بار تنهایییییم....بابایی مهربوونم زودی بیا با یه عالمه سوغاتی های خوب خوب.... منو مامانی خیلیییی دوستت داریییییم

+ آرتین ; ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٧
comment نظرات ()

حمید عسگری-کما۳-بیا دنبال من