شاهزاده کوچولوی ما "آرتین"
|
||
اون روزیکه پست قبلی رو فرستادم آرتین مریض شد...
اول کمی نق نق کرد و گفت شکلات میخوام.. بهش یکم دادم .. هنوز نخورده بالا آوردش...
من تجربه استفراغ بچه رو نداشتم اینه که خیلی نگران شدم...
تا پایان اون روز حتی قطره ای آب رو نگه نمی داشت.. ۴ شنبه بود.. و ۵ شنبه و جمعه که ١٢- ١٣ میشد تعطیل..
اولش به آزاده زنگزدم.. تو این موارد اون همیشه کمکم بوده و راهنماییم کرده... گفت زنگ بزنم منشی دکتر..با موبایل پریسا جون تماس گرفتم گفت مطبن و زود بیارمش....
سریع بردیمش... دکتر گفت مسمومیته...یه قطره متوکلرومید (این دارو توی کودکان زیادی باعث واکنش میشه... وقتی دادین خیلی حواستون به نینی باشه)داد و یه سری برنامه غذایی... خوشحال بودم که مجبور نشدیم ببریمش بیمارستان.. تا رسیدم خونه ٨ قطره ریختم تو لیوان با کمی آبمیوه.... خوردش... ١-٢ قاشق هم کته با ماست خورد..... تهوعش همون لحظه قطع شد اما بعدش افتاد به اسهال...
غذا اصلا نمی خورد.. گاهی چند قطره آب..او آر اس هم اصلا نمی خورد... سعی میکردم آبموه... آب و نبات....نان و پنیر... کته و ماست کمی پلو با آب مرغ یا گوشت بهش بدم... اما همون یه ذره هم نمی تونست نگه داره....تا شنبه به همین وضعیت بود... روز به روز بیحالتر میشد تا جاییکه حتی نمی تونست حرف بزنه... نمی نشست.. خیلی ترسیده بود... به منشی دکتر زنگ زدم گفت همین الان بیارش...
بابا میثم از مامانی و عمه مریم هم خواست که باهامون بیان... رفتیم دکتر معاینه اش کرد.. خدا رو شکر هنوز به اون مرحله خطرناک نرسیده بود...برا دوباره او آر اس نوشت و سرم...
پریسا جون یه سری توصیه ها بهم کرد که واقعا کمکم کردن.... گفت الان آرتین لاغر شده رگشو پیدا نمی کنن فقط سوراخ سوراخ میشه.... سعی کن تو خونه خوبش کنی...
گفت موقع اسهال بچه فقط کته و ماست با آب مرغ بهش بده... آب معدنی (باعث تهوع میشه).. شیر.. آبمیوه اصلاااااا... بجاش تا جاییکه میتونی دوغ خوش نمک بده بهش... یخ باشه.....او آر اس بده.. اگه نخورد تو دوغش بریز بخوره....
موقع بیرون اومدن از مطب بابایی یه دوغ واتا کوچولو برای آرتین گرفت و وروجکم یه ضرب همه اش رو خورد.. اصلا باورم نمیشد.. شام کمی مرغ با پلو خورد....و تا شب ٢ شیشه دیگه دوغ بهش دادیم...
فرداش دیگه از اون بیحالی خبری نبود... و تا ٢ روز بعد خوب خوب شده بود... اما خیلی وزن کم کرده بود و به 10 کیلو رسیده بود...
من خیلی ناشی عمل کردم.... اسهال و استفرغ مسئله خیلی بزرگی نیست اما اگه درست درمان بشه.....
تمام اطرافیان من توصیه های مختلفی میکردن... مامانم... مامان همسرم... مادربزرگش و.... اما هیچکدوم درست نبودن و اگه اون روز نبرده بودمش مطمئنم وضعیتش خییلی بدتر میشد...
اینم بگم که متوجه شدیم ان مسمومیتش مال بادام زمینی بوده... هفته قبلش رفته بودیم مهمونی و این وروجک مشت مشب بر میداشت و میخورد.. از هول اینکه ازش نگیریم حتی زحمت جویدنشون رو هم به خودش نمیداد! ما که دیدیم حریفش نمی شیم خواهش کردیم بادام رو بزارن کنار اما غافل از اینکه اون مقداری که خورده بود کار خودش رو کرده بود و 1 هفته هضم نشده توی معده اش مونده بود و حدودا 1 هفته طول کشید که همه اینها از معده اش خارج بشن... حواستون به بادام زمینی هم خیلی باشه که بد مسموم میکنه....
این 1-2 هفته علاوه بر انکه حسابی دارم تلاش میکنم برای جبران کمبود وزنی که پیدا کرده بود دوباهر پروژه پوشک گیری رو هم شروع کردو و بد پیش نمیره...
بهش فشار نمیارم چون عجله ای ندارم... بیرون و تو خواب هنوز میبندمش اما تو خونه دیگه آزاده و تا حالا چند باری هم خودش امده بهم گفته....
به امید موفقیت:)))
پ.ن. از شایلی عزیزم ممنونم که یاداوری کرد تو این دوران موز و سیب هم خیلی خوبه استفاده بشه.