عکاسی+ قرار وبلاگی

٢ هفته ای بود که پروژه عکاسی داشتم و وقت نمی شد برم عکس بگیرم تا اینکه جمعه صبح بابایی گفت حاضر شین بریم عکاسی..

بسی خرسند گشتیم!

اول قرار بود بریم کاخ سعد آباد.. بعد پارک ملت.. عمه مریم پیشنهاد داد بریم کاخ گلستان.

تا بحال نرفته بودم.. تو هفته هم اون دور و برا اونقدر شلوغه که نمیشه پامونو بزاریم..

خلاصه رفتیم کاخ گلستان. چه جایی بود. وسط شلوغ ترین گحل تهران و اونهمه دودو ترافیک یه تیکه بهشت..

بهمون اجازه عکاسی از داخل کاخ رو ندادن اینه که از باغ عکس گرفتم .. چه باغ زیبایی بود.

آرتین که فوق العاده لذت برد و همه اش دستش تو حوض آب بود. چند بار مجبور شدیم لباسش رو عوض کنیم!

 

بعد از گرفتن عکسها رفتیم تالار آیینه... فوق العاده بود.

سالنهای بزرگ.مبلمان فوق العاده مجلل. فرشهای زیبا و ... همه عظمت شاهانه ای که یک روزی در اونجا بوده رو نشون میداد.   بعد از این همه سال هنوز اون ابهت و عظمت حس میشد. و از دیدن اونجا فوق العاده حس غرور بهمون دست داد.

--------------------------------------------------------------

تو این هفته آرتین کلمه اِده(بده) رو یاد گرفته.

eyes. nose va toes رو روی بدن خودش و دیگران نشون میده.

این روزها یه ذره نگران لوس شدنشم! هر چی بخواد و بهش ندیم یا ازش بگیریم جیغ و داد میکنه... یه چیزایی بهمون میگه و ما رو میزنه. نگرانم که این اخلاق روش بمونه. اگه راهکاری به ذهنتون میرسه بهم بگین.

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!!!

شیطنتهای این هفته ورووجک!

هنر نمایی روی زمین!

 

 

بدون شرح!

بعد از چند ثانیه!

یه سری از این ماشین کوچولو ها گرفتم براش... صبخ تا شب اینها رو با نظم خاصی میچینه و باهاشون بازی میکنه!

 سعی میکنم این روزها که هوا خوبه بعد از ظهر ها آرتین رو ببرم پارک بازی کنه و هوا بخوره.

اگر آرتین دخمل میشد......!

 

 امروز یه قرار وبلاگی داشتیم تو بوف جام جم.

 البته اول با مامان آزاده و مامان فرشته و بقیه دوستان قرار داشتیم بعد سارا جون مامان تارا بهمون خبر داد که یه قرار وبلاگی هم تو همون روز و همون ساعتی که ما هستیم گذاشته شده. اینه که ما افتخار حضور در هر دو قرار رو پیدا کردیم.

خیلی از مامانها و نینی هایی رو که ندیده بودیم این دفعه دیدیم.

 اول از همه آرتین کوچولوی آمریکایی همراه مامان مریم مهربون و خاله نازش دیدیم ... وای که چقدر با نمک و شیطون بود و حساب مستقل!

بعدش هم یکی یکی مامانها از راه رسیدن.

دانیال کوچولو  و ساناز جون. تارا کوچولو و سارا جون. آدرینا کوچولو و آزاده جون. آئین کوچولو و مامانش. لاریسا کوچولو و آیدا جون. هنا کوچولو و مامانش. آرین کوچولو و مامانش. باران کوچولو  کوچولو و مامانش. فرزان کوچولو  و مامان آزاده.

امیدوارم کسی رو از قلم ننداخته باشم. تعداد ماشالا زیاد بود و خیلی از مامانهای عزیز رو اولین بار بود که میدم و حافظه منم که ضعیییییییییییف!!! 

خلاصه روز خوبی بود.

مامان آزاده به خاطر بارون و خرابی هوا یکم دیر اومد ولی از دیدنشون کلی خوشحالیدیم!

مامان فری هم نیومد:(

آرتین ظهر خوب نخوابیده بد و زیاد سرحال نبود. از اون طرف هم ماشین دانیال رو دیده بود و حسابی عاشقش شده بود. همه اش میخواست اونو داشته باشه با اینکه 2 تا ماشین برده بودم واسه اش. دانیال کوچولو لطف کرد و ماشینشو داد به آرتین که بازی کنه اما موقع رفتم و از دست دادن ماشین تا میتونست جیغ زد و گریه کرد!!

اینم یه چند تا عکس از شیطنتهای نینی های شیطون بلا

 آرتین و تاب بازی!!

 دو تا آرتین شیطون!

عشقولانه از نوع آرتینی!!

 

  آرتین. آدرینا. تارا. آراد.آرین.دانیال و لاریسا.... عکس انداختن از اینهمه وروجک شیطو یک جا خیلی سخته... دیگه ه بزرگی خودتون ببخشین که هم پشت به دوربینن!!!

آرتین. آدرینا. دانیال. آرین

آرتین. آدرینا.تارا. لاریسا

آئین و دانیال

آدرینا خوشگل

آرتین و فرزان

آرتین بازی با ماشین دانیال رو به هر چیزی ترجیح داد!

/ 18 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هاله مامان ارشیا

همیشه به گردش و قرار وبلاگی[بغل]جای ما رو خالی کردین یا نه؟[نیشخند]چرا از مامانا عکس نمیگیرین شما؟[سوال][متفکر]

nazanin

ایشالله همیشه خوش باشید. عکسای شیطونی هاش هم خیلی با مزه ست .می بوسمش[ماچ]

سوری مامان عسل

سلام نسیم جون. آخیش کیف کردم از این همه عکسهای خوشگل و کوچولوهای قشنگ. حیف که نتونستم بیام آخه مسیر جام جم واسه من خیلی دوره اونم بعداز ظهر پنج شنبه که دیگه ترافیک امان می بره. انشالله در قرارهای بعدی ببینمتون. آرتین شیطون بلا رو ببوس. راستی خانومی کاخ گلستان کجای تهران قرار داره همونی که فرح ساخته و یه سوال دیگه اینکه در هر ساعت از جمعه که بخواهیم می تونیم بازدید کنم از کاخ سعدآباد و گلستان و ... ممنون میشم راهنمایی ام کنی. [ماچ][بغل]

شایلی

نسیم جان ممنون از شعر تولد و این لینکی که هنوز به دلیل سکوتی که به خاطر خواب شاینا حکمفرماست نتونستم گوش کنم... راجع به سی دی ها ما از سی دی فروشیهای پایتخت گرفتیم... پایتخت میرداماد... قبلا بهمون آدرس شهرکتاب رو داده بودند ولی اونجا تموم شده بود... راستی سی دی های مجیک انگلیش هم فوق العاده اند... حالا حتما یه پست راجع به سی دی ها و کتابهای انگلیسی میذارم... ممنون میشم تو هم کمک کنی چون ظاهرا این فینگیلیهای ما هم سلیقه اند...

شایلی

راجع به بیبی تی وی هم ما هم نداریم عزیزم من فقط یه سی چهل ساعتی ضبط کردم همون موقع که داشتیم... من شنیدم کلا از هات برد رفته چون اولش پولی بود و کارتی ولی الان با کارت هم باز نمیشه

مامی آدرینا

سلام عزیزم عکسهای خیلی قشنگی شده[لبخند] بابا این پسملمون چقدر شبیه عمشه[تعجب] آرتین و خیلی ببوس [ماچ] به امید دیدار[تماس]

نازنین خاله سیاوش

سلام مامان آرتین جون چه پست قشنگی‌ نوشته بودید !! اول اینکه خوشحالم تو کاخ گلستان بهتون خوش گذشته و عکساتون هم خیلی‌ قشنگ بود . دوم اینکه چقدر از این قرار وبلاگی خوشم اومد !! کی‌ معمولا این قرار هارو میذاره خیلی‌ برام جالب بود که همه مامان‌ها و کوچولوها همدیگرو میبینن!! من بیشتر این مامان‌ها و کوچولوهای نازشون رو تو وبلاگ‌هاشون میشناسم خیلی‌ ممنونم که به ما سر زدی و در آخر اینکه پسر ناز و خوشگل و دوستداشتنی تون رو ببوسید[ماچ]

رضا

این زنجیره ی وبلاگ های مادر و فرزند و که خوندم از قشنگ ترین وبلاگ هایی بودن که تا حالا دیده بودم.عشق ناب شما مادران به فرزندان بی نظیره.انشالله همیشه سالم و سلامت باشین.ایران باید به داشتن همچین مادرانی افتخار کنه.