/ 11 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

سلام نسیم جونم ارتین چرا تو اون عکسش گریه می کنه؟ دلم براش ضعف رفت قربونش برم چقدر اب بازی دوست داره

حوریه مامان شایان

[تعجب]واااااااااااااااااااااای چند وقتیه خاله تنبل شده نیومده به عسلش سر بزنه تو چقدر بزرگ شدی خالههههههههههههههههههههه[تعجب] هزار ماشالله ملوسکم [ماچ]

نهال

اخهیییی، چه عکسای قشنگی [لبخند] چرا از خودت عکس نذاشتی نسییییم؟؟[متفکر][سوال]

مامی آدرینا

خیلی عکسها قشنگه [دست] مخصوصاً اونیکه داره گریه میکنه [ماچ]

فرزان ازاده

بسی حالیدم از این عکسا بابا دو خط مینوشتی این ماشین بازیش منو کشته فرزان شده عشق ماشن خفن هوراااااااااااااااااااااااا

nazanin

واییییی خیلی قشنگ بودن .یکی از یکی قشنگ تر. خدا حفظش کنه. می بوسمش[قلب][ماچ]

مامان سارا

آخ جیگرشو ماشالله خیلی جیگر عسل شده.از طرف من گازش بگیر[نیشخند]

شایلی

الهی... می بینی بچه ها چه ذوقی میکنن با ماسه بازی؟ شاینا که اولش باورش نمیش میتونه با این خاکها هرکاری که دلش میخواد بکنه بچه ام فکر میکرد چی شده اینجا خاک بازی آزاده!!!! این بار دیگه تونستم عکسهارو کامل ببینم آخه هربار که میام اینجا عکسهاتو کامل نمیتونم ببینم... پست دفعه قبل هم عکسها باز نمیشدن... ما که عکسهای سفرمون معل.م نیست چه بلایی سرشون اومده... منهم باهات هم عقیده ام کاش همیشه شمال و آب بازی بودیم البته با حضور یه مامان بزرگ و آشپزخونه همیشه آماده آخه تنهایی بعد آب بازی کی حال داره خودش غذا درست کنه[نیشخند]