۵ شنبه با مامانی  و بابایی رفتیم خونه هنرمندان...
خیلی خوش گذشت.. آهنگ میزدن واسه نینی ها...منم تا تونستم دست و پا زدمو جیغ کشیدم..
همه بهم میگفتن هنرمند کوشولو!!!
بعدش رفتیم عکسها رو دیدیم... من از توشون هندونه و نینی رو شناختم!!!

 

/ 5 نظر / 2 بازدید
بابا

قند عسل بابایی خیلی دوسستت دارم و آرزو دارم که همیشه این ذوق زردن ها و این خندها روی لبات باشه و مامانی و بابایی لذت ببرن از اینکه خدا این فرشته رو بهمون داده من همیشه به مامانی میگم که خدا به ما یک فرشته داده .............. خیلی دوستت دارم پسریییییییییییییییی

کیوان

سلام آرتین . خوش به حالت چه مامان و بابای خوبی داری . مامان و بابای من همش منو میبرن تره بار . یا اینکه همش میرن واسه خودش خرید می کنن . ایندفعه خواستی بری به منم بگو . اصلا می خوام برم یه مامان و بابای دیگه واسه خودم بخرم . میشه منم بیام دادشی تو بشم ؟

مریم

قربون این پسر هنرمند برم