این روزا در تدارکه سفریم واسه اینکه بریم ایران و خاله و عمه و عموو جونرو ببینیم  با مامان بزرگ و بابزرگ و یه علامه دیگه که نمیدونم کین!!! 

 کلی رفتم کادو هی خوشگل خوشگل خریدم با مامانی و بابایی البته من موقع کادو خریدن خوابم می گیره! نمیدونم چرا!! 

 چند روز پیش خاله نگین دایی زن داییی و دختر داییه خوشگلم اومدن خونمون با مامان بزرگه مامانییی  همه کلییییییی دوستم  داشتن منم سنگ تموم گذشتمو از اول تا آخر که بودن همش شیرین کاری کردم  تازه یه ذره هم گریه نکردم 

 الان دو شبه که ا ساعته 8 بابایی منو میذاره تو تختم. منم  بی سر و صدا بازی میکنم تا خوابم بگیره  میدونم این یعنیی که کلیییییییی بزرگ شدم تازه فرداا 1 ماهم تمومم میشه هوورااا

 دیگه کلییی بازی میکنم .میخندم .حرفم میزنم  به رقص هم علاقه خاصی دارم مخصوصا رقصه باباییی خیلیییییی باحالههههدوسسستت دارم بابایی خوددددممم 

شاید این آخرین خاطرم از انگلیس باشه و بعدی رو تو ایران بنویسم . اخ جووووون 

/ 8 نظر / 2 بازدید
يوسف وداوود

سلام ارتين جون خوبي افرين بازهم از اين شيرينكاريهات بنويس ماشالله چه پسر قند عسلي بابا داداش بيا به ما يك سر بزن

سوگل

آرتين خوشگلم يك ماهگيت مبارك عزيزم بي صبرانه منتظريم كه برگرديد

fereshteh

آرتين گلم يكماهگيت مبارك. خاله قيافه‌ات هم بزرگتر شده ها. قربونت برم داري يه پا مرد ميشي

آزاده .

آرتين جون سلام . ميبينم حسابي بزرگ شده . اميدوارم ايران بهت خوش بگذره

Asal , parmida

akhe to ke kheili gholombeiiiiiiii, be mamanet migam ye gaz az oun lopet begire, fesgheli, doooseeeeeettttt daram

شهرام

سلام... مرسي از اينكه به وبلاگم سر زديد.... شما هم وبلاگ خيلي خوبي داريد .. مطالب زيبا خيلي با سليقه و خوشگل گردآوري شدند.... خوشحال مي شم باز هم به هم سر بزنيم