ما اومدیم!

 

 

سلام سلاااااااااام

بلاخره ما اومدیم.

ایمدوارم که همتون سال جدید رو به خوبی و خوشی آغاز کرده باشین و تا پایان سال لبخند از رو لبهاتون محو نشه.

ما تو این تعطیلات واسه اولین بار مسافرت نرفتیم.

قرار بود کمی تهران گردی کنیم که اونم نشد!

خلاصه که بیشتر وقتمون رو به عید دیدنی و امر مقدس کزتینگ گذروندیم.

بعد از روز مقدس 13 هم یه سری مشکلات داشتیم که وبلاگ گردی و وبلاگ نوسی نو غیر ممکن کرده بود

عوضش آرتین که سال به سال کسی رو بجز فامیلهای نزدیک نمی دید در این چند هفته ای حسابی با همه جور شده و

کلی هم چیز میز یاد گرفته!

 

توی حرف زدن پیشرفت زیادی کرده...

از حرفهایی که میزنه......

هَپی..هَپا ---- هواپیما همراه با اشاره به آسمون. حتی صدای رد شدن هواپیما ها رو تشخیص میده بدون اینکه ببینه!

ایا---------- بیا

دست------ دست زدن

dance------- رقصیدن

اوووو------- چراغ

 

از کارهای جدیدش سلام و علیک کردنه..... وقتی کسی بهش سلام میکنه هی دلا و راست میشه و یه چیزایی میگه!!!

بهش میگم kiss for mummy  بدو بدو میاد پهلووم و و لپشو میاره جلو که بوسش کنم!!")

موقعی که از دست کسی ناراحت میشه یا جیغ میزنه.... یا با زبون خودش تند تند و با عصبانیت یه سری کلمه میگه. خیلی بامزه میشه دلم میخواد بخورمش اون موقع.

گاهی هم موقع عصبانیت منو میزنه!!!! اما دارم تمرین میکنم که با آرامش این کارشو کنترل کنم. عملا دعواش نمی کنم هیچوقت... فقط بهش میگم آرتیییین و یه نگاهی بهش میکنم که خوشبختانه خودش معنی نگاه رو میگیره و میفهمه که نباید اون کار رو انجام بده. همه اش هم زیر چشمی نگام میکنه که ببینه کی خوشحال میشم. اکثرا بعد از چند دقیقه خودم بوسش میکنم و با هم بازی میکنیم!

نمی دونم روشم درسته یا نه ولی به نظرم از برخورد لفظی و فیزیکی خیلی بهتره چون اونها رو اصلا نمی پسندم.

(یادمه خودم که کوچیک بودم بابام هیچوقت جلوی دیگران سرزنشم نمی کرد فقط نگاهم میکرد و من خودم مطلبو می گرفتم و جلوی کسی خجالت زده نمی شدم!)

وقتی حضور کسی رو نخواد خیلی راحت هلش میده کنارو یه چیزایی هم زیر لب میگه!!!

وقتی با کسی کار داشته باشه میره انگشتشو میگیره و با خودش میکشه و اینور و اونور میبره!

به خوابیدن دیگران حساسه. اگه ببینه کسی خوابیده اونقدر میزنتش که بیدارش کنه. اول با زبون خوش میزنه رو دست و بدن طرف بعد اگه اثر نکرد محکم مبخوابونه تو صورتش!

ماشینهاشو رو هم میچینه. یا روی قسمت جلوی پنجره رو هم میچینه و ساعتها باهاشون بازی میکنه.

در ظرفهای مختلف رو میشناسه و درشون رو میزاره.

اکثر چیزها رو تو بیبی انیشتین میشناسه و وقتی نگاه میکنه اسماشونو میگه. موقعی که قراره آهنگ پخش کنه از قبلش شروع میکنه به رقصیدن.

یه جورایی رقصیدنش برای همه سر گرمی شده. کافیه یه جایی یه ذره موسیقی باشه اونقدر حرکات موزون و نا موزون از خودش در میاره  که همه رو میخندونه.

تلفن که زنگ میزنه میگه اببببوووووووو... و بدو بدو میره طرف تلفن.. اگه کسی بر نداره خودش بر میداره. گاهی تو خیابون هم که تلفن کسی زنگ میزنه داد میزنه ابووووووووووو!!!

اون روز رفتیم سوپر خرید کنیم. آرتین یه دبه خیار شور دیده بدو بدو رفته سراغش میگه آب بایییی!!! (آب بازی!)

نمی دونم تو این آب چی میبینه که اینقدر عاشقشه!  هر وقت گریه میکنه اگه دستشو بکنم زیر آب یا تو لیوان آب آروم میشه.  همراه ا آب بازی یه آهنگ مخصوص هم میخونه و میگه آب بایی... آب بایی... و باسنشو به چپ و راست حرکت میده!!!!

گاهی وقتها که صداش میکنم و نمی خواد بیاد میگه اِ  و یه قری میده!!!:))))

 

راه رفتنهاش به دو تبدیل شده. عاشق اینه که دنبالش کنیم و با جیغ و داد از دستمون در بره!

 با نینی های تو خیابون خیلی زود دوست میشه! دلش میخواد با همه نینی ها بازی کنه.. باهاشون حرف میزنه اما بعضی نینی ها عجیب و غریب نگاش میکنن یا در میرن... خیلی کم نینی هایی هستن که دلشون بخواد بازی کنن.

پارک که میریم آرتین دنبال پسر بچه ها میره.... دنبال توپشون یا بازی هایی که اونها میکنن... گاهی وایمیسته و باهاشون تند تند حرف میزنه.. خیلی جدی!! بعد هم خودش میخنده!!!:)))

 

آخرش یه تشکر مخصوص دارم از:....

 مامانی و بابایی آرتین(مامان و بابای بابایی) عمه مریم ... عمو احسان و عمو نیما که تو روزهای گرفتاری ام هر روز مراقب آرتین بودند و هیچی براش کم نمی ذاشتن.

امیدوارم بتونم جبران کنم یه روزی.

/ 16 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوری مامان عسل

سلام نسیم جون. خانومی بعد از قرار وبلاگی که در بوستان شما و آرتین جون رو دیدم آدرسی ازتون نداشتم که بهتون سر بزنم. امروز اتفاقی به این آدرس اومده. ماشالله آرتین جون چقدر بزرگ و آقا شده. خیلی کوچولو بود وقتی که دیدمش حتما باز هم میام پیشتون. روی ماه آرتین گلت رو ببوس از طرفم[ماچ][بغل]

باهره- مامان امیرپارسا

سلام گل پسمري خوش اومدي مهندس كوچولو ... تو لپ تاپ مامي چه خبره؟؟؟؟ براخراب كردن گلا كمك خواستي اميرپارسا هستش خبرش كن قربون اون باسن مباركت كه هوا كردي و داري ماشين بازي ميكني ....كاش وروجك ما هم ازت ياد ميگرفت ما كه آرزو به دل مونديم براي بازي وروجكمون با ماشين[گریه]

مژگان (مامان آندیا عسلی)

سلام نسیم جون خوبی ؟ آرتین قشنگت چقدر بزرگ شده . چه عکسهای زیبایی ... هفت سین خوشگلت هم که اوج سلیقه است ... شیرین زبون نازنازی رو ببوس [بغل][ماچ][قلب]

شایلی

سلام نسیم جون... خیلی خوشحالم که مشکلات حل شد و به خیر گذشت... من که کاری نکردم... راستی این پسر قرتیمون تو مهمونیها میتونه یه پارتنر توپ واسه دختر من باشه ها[چشمک] آخه این دختر ما هم بدجور قر میده[خنده] راستی نسیم جون من باوجوداینکه ای دی اس ال هم دارم بازم عکسهات کامل باز نمیشه برام... فکر کنم بهتره صفحه اول سایتتو یه کم سبک تر کنی آخه ما میخوایم این آقای مهندس رو بیشتر زیارت کنیم[ماچ]

هدیه الهی

وای نسیم کلی غش کردم از کاراش. عاشق اون عکسشم که کلاه قرمز عروسکشو سرش کرده جیگرشوووووووووو[ماچ]

فرزان ازاده

چه عجب تو اپ کردی بابا کجای تو دلم برای برنزم یه ذره شده با این عکسای جیگیلیش حالا نمیشه مهندس نشه دوستون دارم منم اپیدم بای و بوسسسسسسسسسسس

الهام

ای جان....وای چه تیکه ای شده... لپاش رو باید گازگاز کنم

الهام

ای جان....وای چه تیکه ای شده... لپاش رو باید گازگاز کنم

هاله مامان ارشیا

ماشالله مردی شده واسه خودش[ماچ]چقدر عمیق رفته تو لپ تاپ[نیشخند]حسابی ببوسش[ماچ]

سمیرا مامان رژین

سلاممممممممممم خوب هشتین ...شلا متین ...(نه بابا معتادم کجا بود )[تعجب] وای چه عکسهایی ماشا الهه هم گویا هستن قربون این پس با اینهمه شیرین کاری بشم من بوس برای هر دو تاتون راستی نسیم دلمون براتون تنگولیده یه قرار بذاریم با دوستان تا همدیگر را ببینیم